خرید بک لینک

حواست به کسایی که دوستشون داری باشه. زخم خنجر اونی که با زیر و بم قلبت آشناست، زخم خنجر اونی رو که نزدیکتر ب قلبت، نزدیکتر به خودت نگه داشتی عمیقتر و کشندهتره...

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

آدم باید رازها رو تو سینهاش چال کنه، و لابهلای کاغذاش. باید رازها رو با خودش به مغاک گور ببره... وقتی یه نفر بهت اعتماد میکنه و رازهاش رو بهت میگه، باید به اعتمادش احترام بذاری.این که فکر میکردم

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

وقتی زندگی شاه میاندازه وسط، باید تَک رو بکنی... وگرنه باختی. جواب، مقابله به مثله. وقتایی که زندگی عجیب و غریب میشه تو هم باید عجیب و غریب بشی - خارج از ساختارهای متداول. وقتی زندگی اون چهرهاش رو

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

یه روز راه می افتم و دماغ تمام آدمای توی آینه ها رو با مشت میارم پایین. درب و داغونشون می کنم.

این صورت مسخره توی آینه داره دهن کجی می کنه به من... خر شدم. خر شدم ریشامو زدم. اگه ریش داشتم، چطور جرات می کرد ریشخندم بکنه؟ با ریش ترسناک تر میشم.

تیغ مردد، روی لبه بازو ثابت مونده و نمی دونه باید چقدر ببره. باید چقدر ببره تا دردها بریزن؟ ریختن خون دردو خوب می کنه...

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

می گفت آلمانیا واقعا پنج روز هفته رو کار می کنن و دو روز تعطیل رو استراحت مطلق. اصلا سمت کار نمیرن. این الگو کاملا درسته،تعطیلات آخر هفته برای خود خود خود آدمه. تو این دو روز باید دو قدم از شلوغی تمام هفته و پرکاری و سر و کله زدن فاصله گرفت، فضای ذهنی رو عوض کرد تا استراحت کنه و شنبه با قدرت بیش تر سر کار برگرده.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

مدام سرم رو درد آورده. خواب طولانی و هندزفری گذاشتن چیزی از وجودم برام باقی نذاشته... چرا چرا چرا چرا از این که من عاشقم، از این که دوست دارم عاشق باشم ولی... ولی تو نمیخوای. گفتی دوست نداری چیزی بیش

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

دارم پایین و پایین تر میرم. روحیه قویام ضعیف شده و دوباره افکار خودکشی به سرم هجوم میارن... دوستش ندارم چون راه فراره. باید بمونی و مبارزه کنی... مگه تو شجاع نیستی؟ Fearless نیستی؟ ...

کاش یک شنبه پیش مشاورم میرفتم! نمیدونم اون موقع از کلاسم میموندم البته که کلاس یه شنبه رو هم خیلی خوب کار کردم... یه شنبه هم وضعم ب وخامت الان نبود. نیازی نبود که پیشش برم...
ریشام دارن بلند و بلندتر میشن.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

چندتا از بچههای کلاس اون طرفتر نشسته بودن و گپ میزدن، من هم مشغول ساختن ماکت بودم. تو حس و حال موزیک بودم و داشتم با چسب حرارتی کار میکردم، که یه دفعه دیدم کله استادمون چسبیده به شیشه کلاس و دار

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

کمونیسم به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست از کمونیستی ماست.. تعجب کردید، نه؟ همیشه این بیت رو یه جور دیگه شنیده بودید، ولی من این جور شنیدمش - وقتی برای یه طرفدار کمونیست از جنایات پل پوت و خم

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

از همون جنسی که ابراهیم کرد: به خدایان پدرانش اعتقاد نداشت، جون باید خدای خودش رو پیدا میکرد - ساعت ۲۳ دیشب معامله کردم.
پینوشت: آینه حموم رو از جاش درآوردم چون تحمل اون صورت لامصب توی آینه که نگاهم میکرد رو نداشتم.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: دوشنبه 8 بهمن 1397 ساعت: 5:52

آدمای خشن گولّه در میکنن، ما آدمای لطیف پوکه در میکنیم!


3W. pookeh . blog . ir

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

دستی روی شونهام زد. برگشتم. از دیدنش تعجب کردم، توقع نداشتم پس از این همه سال بتونم خودم رو ببینم.
گفت: یاسین! بعد این همه سال نمیخوای از خودت بکشی بیرون؟

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

آدم میسوزه، وقتی میبینی برای یه نفر ارزش قائلی که اون برای تو هیچ ارزشی قائل نیست و وقتی جدی حرف میزنی، توی روت میخنده. پس نیاز نیست که ادامهش بدی. خداحافظی کن و کل چتها رو پاک کن و بسپارش به جهنم.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

! I feel fucked up in this fucking city

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

از سردرد وحشتناک امروز نتیجه میگیریم که:درستترش اینه که زیاد کارکردن با کامپیوتر موجب به فنا رفتن چشمها میشه. اگه از کامپیوتر استفاده میکنید، با نور کم کار کنید. بزرگان در باب کار کردن با نور کم لپ تاپ دو مزیت ذکر کردهاند:۱. چشمهاتون کمتر به فنا میره،۲. سردرد شدید نمیگیرید. هر نیم ساعت یه بار هم بلند شید و قدیمی بزنید تا چشماتون استراحت کنه :)

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

مادرم میگه: باید فکرهای قدیمی و اشتباهت رو دور بریزی تا برای عقاید درست و جدید جا باز بشه، قبل از اون باید... باید وسایل قدیمی و به درد نخورت رو دور بریزی تا جا برای وسایل جدید باز بشه. این یه تمرین خوبه. :)

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16


خویشتن را در جنگلی تاریک یافتم، زیرا راه راست را گمکرده بودم. درست نمیتوانم گفت که چگونه پای بدان نهادم، زیرا هنگامی که شاهراه را ترک گفتم سخت خواب آلود بودم...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

تو را به اخلاق پیامبران میخوانند؟ از محمد (ص) برایت میگویند؟
خودشان از مکارم اخلاقی که بدان میخوانندت چه دارند؟

هیچ. اندکی کمتر از هیچ.

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

گاهی من زودتر میرسیدم، گاهی او. در را سریع باز میکردم و میخزیدم تو تا از دست گرمای لعنتی قم لعنتی فرار کنم. تلاش میکردم با نگهبان ریشو چشم به چشم نشوم و نیاز نباشد سلام کنم. سریع به سمت پلهها میپیچیدم، پلههای لعنتیای که پایین و پایین و پایینتر میرفتند تا در جایی نزدیک هسته داغ زمین به سالن مطالعه برسند. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آروین اکبری تاريخ: شنبه 25 فروردين 1397 ساعت: 16:16

صفحه بندی